الشيخ البهائي العاملي

121

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

در آن واجب مىداند « 1 » . و بعضى « 2 » از مجتهدين [ 1 ] حرف زدن را بعد از « قد قامت الصلاة » حرام مىدانند « 3 » مگر حرفى كه به نماز تعلّق داشته باشد ، مثل التماس كردن حاضران از شخصى عادل كه پيشنمازى ايشان كند ، يا امر كردن مأمومين را به آنكه صفهاى خود را راست بدارند ، و مانند اين . و بدان كه هر گاه شخصى اذان و اقامت بجا نياورده داخل نماز شود سنّت است كه نماز را قطع كند [ 2 ] و هردو را بجا آورده نماز را از سر گيرد ، و اين مشروط به پنج شرط است : اوّل آنكه : به سهو ترك اذان و اقامت كرده باشد نه به عمد . دوم آنكه : هنوز در ركعت اوّل باشد . سوم آنكه : ركوع نكرده باشد . چهارم آنكه : وقت نماز آن‌قدر تنگ نشده باشد كه اگر تلافى اذان و اقامت نمايدبعضى از نماز در خارج وقت واقع شود . پنجم آنكه : لازم نيايد كه بعضى از نماز در مكان غيرمباح يا در جامه غيرمباح واقع شود ، مثل آنكه صاحب خانه يا صاحب جامه گويد كه رخصت است كه دو ركعت نماز در خانهء من يا در جامهء من بگزارى و زياده از آن رخصت نيست [ 3 ] در اين صورت جايز نيست كه نماز را قطع كند و بعد از گفتن اذان و اقامت نماز را از سر گيرد ، به جهت

--> [ 1 ] - و متابعت اين مجتهدين احوط است . ( صدر ) [ 2 ] احوط ترك قطع نماز است . ( كوهكمره‌اى ) [ 3 ] يعنى بگويد : به مقدار زمان دو ركعت نماز مرخّصى جامه بپوشى يا در خانهء من باشى . ( مازندرانى ) ( 1 ) سيّد مرتضى ، رسائل 3 : 29 و 30 ( وجوب ايستادن در اين منبع نيست ) . ( 2 ) بعضى از نسخه‌ها : جمعى . ( 3 ) شيخ طوسى ، نهايه 1 : 289 . شيخ مفيد ، مقنعه : 98 . و محقّق عاملى ، مدارك 3 : 295 به سيّد مرتضى در مصباح نسبت داده است .